ریشه و اصل و خانواده زبان ترکی(خانواده زبان های آلتایی)
در اين زمينه همينطور مي توان از تحقيقات (1849) N.Schott و M.A.Castren (1852-1813 ) نام برد.
Castren را بنيانگذار فيلولژي اورال – آلتاي به حساب مي آورند. در اواسط قرن نوزدهم و در سايه تحقيقات Castren و Schott ، به نظريه تقسيم ززبانهاي اورال – آلتاي به دو گروه زبانهاي اورال (چود) و آلتاي (تاتار) قطعيت مي يابد.
زبانهاي اين خانواده همينطور تحت زبانهاي «اسكيتيك»(Leibniz-1910 ) زبانهاي «فلات آسياي ميانه» (J.CH.Adelung – 1806 )، و زبانهاي «فين – تاتار» (W.Schott-1854 ) ، زبانهاي «توراني» (F.Maxmuller-1854 ) و گاهي نيز زبانهاي «اوگرو – آلتاي» مورد تحقيق قرار گرفته اند.
زبانهاي آلتايي:
در سايه تحقيفات و بررسي هاي رو ب رشد يك صد ساله زبان و ادبيات و فولكلور و ابزار فرهنگي گوناگون مردم ترك، تونگقوز، مغول( همينطور ژاپن و كره) ، يكي از شاخه هاي علم و دانش يعني Altayistik پا به عرصه حيات مي گذارد.
زبان شناسي تطبيقي التايي با G.J.Ramstedt شروع مي شود. Ramstedt در اين زمينه كتاب و مقالات متعددي تأليف و منتشر مي كند. بر اساس ديدگاه اين دانشمند، زبانهاي آلتايي ريشه واحدي دارند.
بعد از وفات Ramstedt ، شاگردان و طرفدارانش از جمله P.Aalto و N.Poppe تحقيقات در زمينه زبانهاي اورال و آلتايي را ادامه مي دهند.
P.Aalto بعد از وفات Ramstedtبه مهمترين اثر او بنام«در آمدي بر زبانهاي آلتايي» را به چاپ مي رساند.
N.Poppe (شاگرد ديگر Ramstedt ) يكي از فعالترين محققان در زمينه زبانهاي آلتايي بوده است. و به سال 1960 ميلادي كتاب «گرامر مقايسه اي زبانهاي آلتايي» را منتشر مي كند. N.Poppeاين نظر را نمايندگي مي كند كه شباهتهاي فونتيكي و ساختواژيبيم زبانهاي آلتايي محصول تصادف و عاريه نبوده بلكه دلايلي در اثبات خويشاوندي تاريخي اين زبانها به حساب مي آيند. همينطور G.J.Ramstedtو K.Menges و O.Pritsak از نظريه خويشاوندي زبانهاي آلتايي حمايت مي كنند و از دانشمندان و زبانشناسان شوروي مي توان از A.Baskakov و Iltic و Svitic و Sunik به عنوان حاميان نظريه خويشاوندي زبانهاي آلتايي نام برد.
زبانهايي كه متعلق به خانواده زباني «آلتايي» هستند كدامند.؟
با در نظر گرفتن تقسيمات Castren و Schott و Ramstedt و N.Poppe و ديگران مي توان زبانهاي ترك (از جمله تركمني و آذري و .....) مغولي، مانچو، تونگقوز را جزو زبانهاي آلتايي به حساب آورد. بعضي از زبانشناسان، زبانهاي «ژاپني و كره اي » را نيز جزو خانواده زبانهاي آلتايي به حساب مي آورند.
در زمره دانشمنداني كه سعي داشتند ژاپني را نيز در شمار زبانهاي خانواده آلتايي به حساب آورند مي توان از J.v.Kiaproth (1823) و PH.F.Siebold (1832) و L.D.Rosny (1856) و J.Hoffmann (1867) و H.Winkler (1902) و Prohle (1917) و A.M.Podnigev (1900) و G.J.Ramstedt ( 1924) نام برد.
در ميان دانشمنداني كه زبان كره اي را در شمار زبانهاي آلتايي به حساب مي آورند، مي توان از E.D.Polivanov (1923) و N.Poppe و P.Aalto نام برد. و اين دانشمندان در آثارشان علاوه بر عناصر لغوي مشترك بين تركي و كره اي به بعضي از تشابهات دستوري ميان اين دو زبان نيز اشاره مي كنند.
بعضي از كلمات مشترك در زبانهاي كره اي و تركي با استناد به G.J.Ramstedt ( 1924) و Kosay (1951) عبارتند از :
«خاك» در تركي قديم(kum ) در كره اي «kum»so-kum
«زمان» درتركي قديم cag يا cak در كره اي «cek »
«برادر كوچكتر» در تركي قديم«ini» در كره اي«ne»
شلّاق در تركي قديمkamci در كره اي «kamcida»
«سياه يا تيره» در تركي قديم kara در كره اي «kara»
تپه در تركي قديم tupe در كره اي «tupu» (tubu )
زبان ترکی
یکی از شاخه های رشد یافته خانواده زبان آلتایی است و دارای هفت دوره زبانی است که پرداختن به آنها از حوصله ی این مقاله خارج است.
زبان ترکی که دارای گذشته و تاریخ است. محدوده جغرافیایی وسیعی را در بر می گیرد. در زمینه زبان ترکی (از نیمه اول قرن نوزدهم) تا کنون تحقیقات متعددی انجام یافته است و کتابها و مقالات گوناگونی توسط دانشمندان و زبان شناسان کشورهای مختلف به رشته تحریر در آمده است که ما به علت وسعت موضوع و مطالب به ذکر نام بعضی از آنها اکتفا می کنیم.
j.c.adelung- koatanoni –vambery-malov و غيره نام برد.
ما در این قسمت به یکی از آخرین تقسیم بندی ها بر اساس تقسیم بندیRasonen و...)نظری کوتاه می افکنیم.
در این تقسیم بندی این زبان به6 گروه :
1)چواسی
2)یاقوتی
3)گروه شمال شرقی(شمالی)
4)گروه شمال غربی(غربی)
5)گروه جنوب شرقی(شرقی
)6)گروه جنوب غربی(جنوبی)
تقسیم شده است. ((ترکمنی))به گروه ششم یعنی گروه جنوب غربی یا اغوزی تعلق دارد. به این گروه((تاغلی)) نیز گفته می شود.
گروه اغوزی خود به دو شاخه ترکی ((اغوز شرقی))و ترکی ((اغوز غربی)) تقسیم می شود. ((شاخه ی غربی)) گروه اغوزی را ((ترکی ترکیه))و ((ترکی آذری))و ((شاخه شرقی)) آنرا((ترکمنی))و((ترکی خراسانی))تشکیل می دهند.
تركي جنوب غربي (اغوزي)
تركي اوغوز شرقي
تركي اوغوز غربي
تركمني تركي خراساني تركي آذري تركي
آناطولي
عثماني
تركي تركيه
بعضی از زبانهایی که با زبان ترکی مقایسه شده اند:
در زمینه زبان شناسی تطبیقی ترکی می توان از مقایسه زبان های تونگوقوزی-مانچویی-مغولی-کره ای-ژاپنی-فنلاندی-مجاری-قفقازی-باسکی-تامیل-دراوید- هتذو اروپایی-ایلامی-سومری وزبان سرخپوستان آتستک(آزتک)با ترکی اشاره کرد. در تطبیق زبانهای مذکور با زبان ترکی هم به مقایسه عناصر لغویو هم به گرامر پرداخته شده است. ما در ذیل نظری کوتاه در زمینه تطبیق زبانهای سومری وزبان سرخپوستان آتستک(آزتک)با زبان ترکی صورت گرفته است
می افکنیم و در اینجا صرفا به وجود تشابه لغوی اکتفا می کنیم. باید اشاره بکنیم که وجود مشابهت های خویشاوندی لغوی دار بر خویشاوندی زبان ترکی با این زبانها نبوده و در حال حاضر فقط می تواند نشانگر تماس های مستقیم بین این زبان ها در مقطعی از تاریخ باشد. تحقیقات در زمینه زبان شناسی تطبیقی زبانهای مذکور هنوز ادامه دارد و پاسخ نهایی خود را نیافته است .
زبان شناسی تطبیقی:
زبان سومری با زبان ترکی
از میان دانشمندان که سعی در وسیع تر کردن دایره خانواده زبان اورال-آلتای داشته اند می توان ازH.winkler...وF.maxmuller....نام برد. . H.winkler.سعی داشت زبانهای آسیای مقدم را نیز در خانواده زبانی اورال-آلتای داخل نماید.
معمولا از سرزمین یونان به عنوان مهد تفکر فلسفی و مهد تمدن یاد می کنند.برتراند راسل در کتاب (تاریخ فلسفه غرب) درباره ظهور تمدن یونانی اینطور مینویسد:((در سراسر تاریخ چیزی شگفت انگیز ودر عین حال دشوارتر از کیفیت ظهور ناگهانی تمدن در یونان نیست بیشتر عوامل سازنده تمدن از هزاران سال پیش از تمدن یونان در مصر و بین النهرین پدیدار گشته و از آنجا به سرزمین دیگر اشاعه یافته بود.همانطور که می دانیم قومی که در بین النهرین داری تمدن بودند و خط را اختراع کردند سومرها بودند. زبان سومری همانند زبانهای سامی و زبانهای هند و اروپایی از جمله زبانهای تصریفی نبوده بلکه مانند زبان های اورال-آلتای زبانی التصافی است. زبان سومری با زبانهای ترکی و مجاری و یا بعضی از زبانهای قفقازی شباهتهایی در موضوع ساختار دارد.(به نقل از دایرة المعارف اسلام جلد 30 صفحه127). زبان سومری از نقطه نظر تشکیل جمله نیز به زبان ترکی نزدیک است. سومرها حدود سال 3300 قبل از میلاد به فروپوتامیای جنوبی(بین النهرین جنوبی) کوچ کرده اند(دایرة المعارف جلد 30 صفحه 19). بعضی از اندیشمندان معتقدند که سومرها از شرق و به
احتمال زیاد از آسیای میانه به فروپو (بین النهرین)کوچ کرده اند. سومرها را با ترکان آسیای مرکزی خویشاوند می داند و علاوه بر آوردن دویست کلمه مشترک بین زبان سومری و ترکی به وجود اشتراک در میتولوژی و جغرافیایی حیوانی و غیره به عنوان دلایلی در اثابت مدعهای استناد می جوید.با استناد به نتایج حفریات تمدن انو و تمدن آسیای مقدم یعنی سومر(ایلام-شوش)به ارتباط سومر با آسیای میانه معتقد است باید اشاره کنیم که تمدن انو در نزدیکی آشغابات پایتخت ترکمنستان واقع شده است و قدمت آن تا به سالهای 4000تا4500قبل از میلاد می رسد.
در زير به بعضي از عناصر لغوي مشترك ميان تركي و زبان سومري با استناد به مقاله F.hommel اشاره مي كنيم
ماه در تركي قديم ay در تركمني نيز ay
كوه در زبان تركي قديم dag
در سومريdag
خانه در زبان تركي قديمeb در تركمني oy
خداوند در تركي قديم tengir در زبان تركمني tanri
در سومري dingri
یکی از معدود دانشمندانی که به اختصار از جمله به این موضوع پرداخته است((پتر ریچارد))است و ما در زیر به نقل سخنان این دانشمند در این زمینه اکتفا می کنیم.((غیر ممکن نیست که بعضی از شاخه های زبانهای اورال-آلتای همینطور در آمریکای مرکزی یافت شوند مخصوصا در بین بعضی از 50 زبان متفاوت سکنه اولیه مکزیک برای اینکه این مردم حدود ده هزار سال قبل یا بیشتر به احتمال خیلی زیاد از آسیای مرکزی به آمریکا کوچ کرده اند. حتی می شود عناصر لغوی مشترک بین سرخپوستان آتستک(آزتک)و زبان ترکی یافت.
به عنوان مثال كلمه «tepeK » براي (تپه) و كلمه «Daaa» dagh براي (كوه)در صورت تطبیق زبانهای قدیمی مکزیکی با زبان ترکی احتمال یافت عناصر لغوی مشترک بیشتر و یافت اشتراکاتی در ساختار گرامری وجود دارد.