ریشه و اصل و خانواده زبان ترکی(خانواده زبان های آلتایی)

نخستين تقسيم بندي زبانهاي اورال – آلتاي در نيمه اول قرن هيدهم يعني به سال 1730 توسطPh.j.Von Strahlenberg  سوئدي انجام مي گيرد.
در اين زمينه همينطور مي توان از تحقيقات (1849) N.Schott و M.A.Castren (1852-1813 ) نام برد.
Castren را بنيانگذار فيلولژي اورال – آلتاي به حساب مي آورند. در اواسط قرن نوزدهم و در سايه تحقيقات Castren و Schott ، به نظريه تقسيم ززبانهاي اورال – آلتاي به دو گروه زبانهاي اورال (چود) و آلتاي (تاتار) قطعيت مي يابد.
زبانهاي اين خانواده همينطور تحت زبانهاي «اسكيتيك»(Leibniz-1910 ) زبانهاي «فلات آسياي ميانه» (J.CH.Adelung – 1806 )، و زبانهاي «فين – تاتار» (W.Schott-1854 ) ، زبانهاي «توراني» (F.Maxmuller-1854 ) و گاهي نيز زبانهاي «اوگرو – آلتاي» مورد تحقيق قرار گرفته اند.
زبانهاي آلتايي:
در سايه تحقيفات و بررسي هاي رو ب رشد يك صد ساله زبان و ادبيات و فولكلور و ابزار فرهنگي گوناگون مردم ترك، تونگقوز، مغول( همينطور ژاپن و كره) ، يكي از شاخه هاي علم و دانش يعني Altayistik  پا به عرصه حيات مي گذارد.
زبان شناسي تطبيقي التايي با G.J.Ramstedt شروع مي شود. Ramstedt در اين زمينه كتاب و مقالات متعددي تأليف و منتشر مي كند. بر اساس ديدگاه اين دانشمند، زبانهاي آلتايي ريشه واحدي دارند.
بعد از وفات Ramstedt ، شاگردان و طرفدارانش از جمله P.Aalto  و N.Poppe تحقيقات در زمينه زبانهاي اورال و آلتايي را ادامه مي دهند.
P.Aalto  بعد از وفات   Ramstedtبه مهمترين اثر او بنام«در آمدي بر زبانهاي آلتايي» را به چاپ مي رساند.
N.Poppe (شاگرد ديگر Ramstedt ) يكي از فعالترين محققان در زمينه زبانهاي آلتايي بوده است. و به سال 1960 ميلادي كتاب «گرامر مقايسه اي زبانهاي آلتايي» را منتشر مي كند. N.Poppeاين نظر را نمايندگي مي كند كه شباهتهاي فونتيكي و ساختواژيبيم زبانهاي آلتايي محصول تصادف و عاريه نبوده بلكه دلايلي در اثبات خويشاوندي تاريخي اين زبانها به حساب مي آيند. همينطور G.J.Ramstedtو K.Menges   و O.Pritsak از نظريه خويشاوندي زبانهاي آلتايي حمايت مي كنند و از دانشمندان و زبانشناسان شوروي مي توان از A.Baskakov  و Iltic و Svitic و Sunik به عنوان حاميان نظريه خويشاوندي زبانهاي آلتايي نام برد.



زبانهايي كه متعلق به خانواده زباني «آلتايي» هستند كدامند.؟
با در نظر گرفتن تقسيمات Castren و Schott و Ramstedt و N.Poppe و ديگران مي توان زبانهاي ترك (از جمله تركمني و آذري و .....) مغولي، مانچو، تونگقوز را جزو زبانهاي آلتايي به حساب آورد. بعضي از زبانشناسان، زبانهاي «ژاپني و كره اي » را نيز جزو خانواده زبانهاي آلتايي به حساب مي آورند.
در زمره دانشمنداني كه سعي داشتند ژاپني را نيز در شمار زبانهاي خانواده آلتايي به حساب آورند مي توان از J.v.Kiaproth (1823) و PH.F.Siebold (1832) و L.D.Rosny  (1856) و J.Hoffmann (1867) و H.Winkler (1902) و Prohle (1917) و A.M.Podnigev (1900) و  G.J.Ramstedt ( 1924) نام برد.
در ميان دانشمنداني كه زبان كره اي را در شمار زبانهاي آلتايي به حساب مي آورند، مي توان از E.D.Polivanov (1923) و N.Poppe و P.Aalto نام برد. و اين دانشمندان در آثارشان علاوه بر عناصر لغوي مشترك بين تركي و كره اي به بعضي از تشابهات دستوري ميان اين دو زبان نيز اشاره مي كنند.
بعضي از كلمات مشترك در زبانهاي كره اي و تركي با استناد به G.J.Ramstedt ( 1924) و Kosay (1951) عبارتند از :
«خاك» در تركي قديم(kum ) در كره اي «kum»so-kum
«زمان» درتركي قديم cag يا cak در كره اي «cek »
«برادر كوچكتر» در تركي قديم«ini» در كره اي«ne»
شلّاق در تركي قديمkamci در كره اي «kamcida»
«سياه يا تيره» در تركي قديم kara   در كره اي «kara»
تپه در تركي قديم tupe در كره اي «tupu» (tubu )
زبان ترکی
یکی از شاخه های رشد یافته خانواده زبان آلتایی است و دارای هفت دوره زبانی است که پرداختن به آنها از حوصله ی این مقاله خارج است.
زبان ترکی که دارای گذشته و تاریخ است. محدوده جغرافیایی وسیعی را در بر می گیرد. در زمینه زبان ترکی (از نیمه اول قرن نوزدهم) تا کنون تحقیقات متعددی انجام یافته است و کتابها و مقالات گوناگونی توسط دانشمندان و زبان شناسان کشورهای مختلف به رشته تحریر در آمده است که ما به علت وسعت موضوع و مطالب به ذکر نام بعضی از آنها اکتفا می کنیم.
j.c.adelung- koatanoni –vambery-malov و غيره نام برد.
ما در این قسمت به یکی از آخرین تقسیم بندی ها بر اساس تقسیم بندیRasonen و...)نظری کوتاه می افکنیم.
در این تقسیم بندی این زبان به6 گروه :
1)چواسی
2)یاقوتی
3)گروه شمال شرقی(شمالی)
4)گروه شمال غربی(غربی)
5)گروه جنوب شرقی(شرقی
)6)گروه جنوب غربی(جنوبی)
تقسیم شده است. ((ترکمنی))به گروه ششم یعنی گروه جنوب غربی یا اغوزی تعلق دارد. به این گروه((تاغلی)) نیز گفته می شود.
گروه اغوزی خود به دو شاخه ترکی ((اغوز شرقی))و ترکی ((اغوز غربی)) تقسیم می شود. ((شاخه ی غربی)) گروه اغوزی را ((ترکی ترکیه))و  ((ترکی آذری))و ((شاخه شرقی)) آنرا((ترکمنی))و((ترکی خراسانی))تشکیل می دهند.
تركي جنوب غربي (اغوزي)
تركي اوغوز شرقي
                   تركي اوغوز غربي
تركمني         تركي خراساني تركي آذري  تركي
                                        آناطولي
عثماني
                  تركي تركيه

                        بعضی از زبانهایی که با زبان ترکی مقایسه شده اند:
در زمینه زبان شناسی تطبیقی ترکی می توان از مقایسه زبان های تونگوقوزی-مانچویی-مغولی-کره ای-ژاپنی-فنلاندی-مجاری-قفقازی-باسکی-تامیل-دراوید- هتذو اروپایی-ایلامی-سومری وزبان سرخپوستان آتستک(آزتک)با ترکی اشاره کرد. در تطبیق زبانهای مذکور با زبان ترکی هم به مقایسه عناصر لغویو هم  به گرامر پرداخته شده است. ما در ذیل نظری کوتاه در زمینه تطبیق زبانهای سومری وزبان سرخپوستان آتستک(آزتک)با زبان ترکی صورت گرفته است
می افکنیم و در اینجا صرفا به وجود تشابه لغوی اکتفا می کنیم. باید اشاره بکنیم که وجود مشابهت های خویشاوندی لغوی دار بر خویشاوندی زبان ترکی با این زبانها نبوده و در حال حاضر فقط می تواند نشانگر تماس های مستقیم بین این زبان ها در مقطعی از تاریخ باشد. تحقیقات در زمینه زبان شناسی تطبیقی زبانهای مذکور هنوز ادامه دارد و پاسخ نهایی خود را نیافته است .
زبان شناسی تطبیقی:
زبان سومری با زبان ترکی
از میان دانشمندان که سعی در وسیع تر کردن دایره خانواده زبان اورال-آلتای داشته اند می توان ازH.winkler...وF.maxmuller....نام برد. . H.winkler.سعی داشت زبانهای آسیای مقدم را نیز در خانواده زبانی اورال-آلتای داخل نماید.
معمولا از سرزمین یونان به عنوان مهد تفکر فلسفی و مهد تمدن یاد می کنند.برتراند راسل در کتاب (تاریخ فلسفه غرب) درباره ظهور تمدن یونانی اینطور مینویسد:((در سراسر تاریخ چیزی شگفت انگیز ودر عین حال دشوارتر از کیفیت ظهور ناگهانی تمدن در یونان نیست بیشتر عوامل سازنده تمدن از هزاران سال پیش از تمدن یونان در مصر و بین النهرین پدیدار گشته و از آنجا به سرزمین دیگر اشاعه یافته بود.همانطور که می دانیم قومی که در بین النهرین داری تمدن بودند و خط را اختراع کردند سومرها بودند. زبان سومری همانند زبانهای سامی و زبانهای هند و اروپایی از جمله زبانهای تصریفی نبوده بلکه مانند زبان های اورال-آلتای زبانی التصافی است. زبان سومری با زبانهای ترکی و مجاری و یا بعضی از زبانهای قفقازی شباهتهایی در موضوع ساختار دارد.(به نقل از دایرة المعارف اسلام جلد 30 صفحه127). زبان سومری از نقطه نظر تشکیل جمله نیز به زبان ترکی نزدیک است. سومرها حدود سال 3300 قبل از میلاد به فروپوتامیای جنوبی(بین النهرین جنوبی) کوچ کرده اند(دایرة المعارف جلد 30 صفحه 19). بعضی از اندیشمندان معتقدند که سومرها از شرق و به
احتمال زیاد از آسیای میانه به فروپو (بین النهرین)کوچ کرده اند. سومرها را با ترکان آسیای مرکزی خویشاوند می داند و علاوه بر آوردن دویست کلمه مشترک بین زبان سومری و ترکی به وجود اشتراک در میتولوژی و جغرافیایی حیوانی و غیره به عنوان دلایلی در اثابت مدعهای استناد می جوید.با استناد به نتایج حفریات تمدن انو و تمدن آسیای مقدم یعنی سومر(ایلام-شوش)به ارتباط سومر با آسیای میانه معتقد است باید اشاره کنیم که تمدن انو در نزدیکی آشغابات پایتخت ترکمنستان واقع شده است و قدمت آن تا به سالهای 4000تا4500قبل از میلاد می رسد.
در زير به بعضي از عناصر لغوي مشترك ميان تركي و زبان سومري با استناد به مقاله F.hommel اشاره مي كنيم
ماه در تركي قديم ay در تركمني نيز ay
كوه در زبان تركي قديم dag
در سومريdag
خانه در زبان تركي قديمeb  در تركمني oy
خداوند در تركي قديم tengir در زبان تركمني tanri
در سومري dingri
یکی از معدود دانشمندانی که به اختصار از جمله به این موضوع پرداخته است((پتر ریچارد))است و ما در زیر به نقل سخنان این دانشمند در این زمینه اکتفا می کنیم.((غیر ممکن نیست که بعضی از شاخه های زبانهای اورال-آلتای همینطور در آمریکای مرکزی یافت شوند مخصوصا در بین بعضی از 50 زبان متفاوت سکنه اولیه مکزیک برای اینکه این مردم حدود ده هزار سال قبل یا بیشتر به احتمال خیلی زیاد از آسیای مرکزی به آمریکا کوچ کرده اند. حتی می شود عناصر لغوی مشترک بین  سرخپوستان آتستک(آزتک)و زبان ترکی یافت.
به عنوان مثال كلمه «tepeK » براي (تپه) و كلمه «Daaa» dagh براي (كوه)در صورت تطبیق زبانهای قدیمی مکزیکی با زبان ترکی احتمال یافت عناصر لغوی مشترک بیشتر و یافت اشتراکاتی در ساختار گرامری وجود دارد.

خانواده زبانی دنیا

 خانواده زبانهای دنیا

در سال 2000، برابر محاسبه ی زبانشناسان، بیش از شش هزار زبان در سراسر جهان استفاده میشده است که بیشتر آنها را ده هزار نفر یا کمتر بکار می برده اند. این تعداد تا سال 2100 یعنی در گذرِ تنها یک قرن نصف خواهد شد. ”یعنی هر دوازده روز = مرگ یک زبان“.

بسیاری از فرهنگ های بومی و ملی نیز همراه با این زبان ها به موزه ی تاریخ سپرده خواهد شد. زبان هایی که تعداد سخنگویان بدانها بسیار است (مانند زبان فارسی) دیرتر فراموش خواهند شد. بسیاری معتقدند که زبان هایی باقی خواهد ماند که خاستگاه آنها مهد فن آوری یا اقتصاد باشد. بیشتر بر این باورند که زبانی که مردمِ آن بدان عشق ورزند نیز هرگز نخواهد مرد.

برای دسته بندی زبان ها از دیدگاه زبان شناسی، دو شیوه مرسوم است: شیوه ی وابسته بهگونه شناسی (Typology ) در این شیوه، زبان ها بر پایه ساختار شان دسته بندی می شوند. در این روش، برای نمونه، زبان انگلیسی و زبان چینی که هر دو از واژه پردازیِ ”فاعل- فعل- مفعول“ پیروی می کنند، در یک گروه قرار می گیرند. شیوه ی زادگانی (Genetic) در این شیوه، زبان ها برپایه ی روند شکل گیری و برمبنای تاریخی دسته بندی می شوند. این روش، بسیار پیچیده تر و علمی تر از شیوه ی وابسته به گونه شناسی است. در شیوه ی زادگانی، گروهی از دانش ها همچون باستان شناسی ، مردم شناسی، تاریخ، و... توسط زبانشناسان بخدمت گرفته می شود. خانواده های زبان ها نیز با استفاده از همین شیوه دسته بندی شده اند. 

آسیا خاستگاه مهمترین خانواده های زبانی جهان است. امروزه اکثریت مطلق مردم جهان به یکی از زبان های خانواده های هند و اروپایی ، سامی ، استرالیایی- آسیایی ، استرانزی، و آلتای سخن می گویند؛ خانواده هایی که همگی ریشه آسیایی دارند. این نظریه که ”بشر ریشه ی آفریقایی دارد“ شاید درست باشد، اما بدیهی است که زبان های آسیایی، دقیقا در آسیا تکامل یافته اند:  ۲/۵ میلیون سال پیش، نیاکانِ بشر (و نه انسان امروزی) از نظر فیزیکی و رشد مغزی به درجه ای رسید که بتواند طراحی کند و ابزار بسازد. البته، در عمل، این اتفاق بسیار دیر رخ داد؛ تنها 350 هزار سال پیش بود که بشر برای نخستین بار شکارهای از پیش طراحی شده را پایه گذاشت، آتش افروخت، و لباس پوشید. همچنین کهن ترین آثار هنری و دینی بشر (در قالب نقش ها و اشیای مذهبی) بین 30 تا 40 هزار سال قدمت دارند. از دید یک انسان شناس ، زبان ساده ی بشر نباید قدمتی بیش از 350 هزار سال داشته باشد و این زبان احتمالا از حدود 40- 30 هزار سال پیش شکل های پیچیده تری به خود گرفته است. آواهای معنادار برای ارتباط میان انسان هایی که دو میلیون سال پیش می زیسته اند کافی بوده است. 
فسیل مرد پکنی که در نزدیکی پکن پیداشده و نیز فسیل مرد جاوه ای که در اندونزی کشف شده است، ۵۰۰ هزار سال قدمت دارد. هر دوی این مردان، پدران انسانِ امروزی، یعنی Homo erectus هستند. نشانه هایی وجود دارد که اینگونه انسان ها یک میلیون سال پیش پا به قاره ی آسیا گذاشته بودند. نخستین تمدن های آسیایی، در جنوب باختری آسیا (میان رودگان)، شمال هندوستان، و شمال چین پدیدار شد. کشاورزی ویژگی مشترک هر سه این تمدنها بود. حمله های افراد بیابانگرد، کشاورزان را به داخل شهرهایی با برج و باروی مستحکم راند. از حدود سه هزار سال پیش از میلاد که گاوآهن اختراع شد، گروهی از کارگرانِ کشاورزی این امکان را یافتند تا به صنعت روی آورند و افزایش محصولات کشاورزی و کارِ صنعتگران، رویهمرفته، زمینه را برای بازرگانی و ارتباط فرهنگی مهیا ساخت.

با مطالعه ی خانواده های زبان های آسیایی خواهید دید که تقسیم این خانواده ها به زیرخانواده ها و سپس به زبانهای گوناگون از پس از اختراع گاوآهن آغاز شده است. اساسا گوناگونی زبان ها، نتیجه ی مستقیم کوچ و تاثیرگذاری و تاثیرپذیری فرهنگی است.

خانواده ی زبان های هند و اروپایی

بعنوان بزرگترین خانواده زبانهای دنیا این گروه شامل زیر گزوههای زیر است:

خانواده ی زبان های استرانزی خانواده ی زبان های استرالیایی- آسیایی خانواده ی زبان های سامی خانواده ی زبان های آلتای خانواده ی زبان های اورالی

 

خانواده زبان های هند و اروپایی بزرگترین خانواده زبان های جهان از نظر تعداد کسانی که بدان سخن می گویند(6/1 میلیارد نفر)می باشد. محدوده جغرافیایی این خانواده، از آسیای جنوبی و ایران گرفته تا کل قاره های اروپا و آمریکا را دربر می گیرد. ۶۰۰۰ سال پیش، مردمی که به زبان هند و اروپایی اصیل سخن می گفتند، در منطقه قفقاز جنوب  ارمنستان، گرجستان، آذربایجان می زیستند. این قوم به تدریج، شاید به دلیل کمبود منابع زیستی و شاید هم بخاطر حمله قوم های همسایه، ناچار به مهاجرت از زیستگاه خود شدند. این مردم، خود را آریایی (یعنی شریف ، خوشنام و شکوهمند) می خواندند و ظاهرا باید این لقب را برازنده آنان دانست! چراکه به هرکجا مهاجرت می کردند، فرهنگ و زبانشان بر آن سرزمین مسلط می شد؛ بدیهی است که گویش هر گروه مهاجر از قوم آریایی، زیر تاثیر زبان و حتی فرهنگ سرزمین میزبان تغییراتی می یافت. علت تاثیر فرهنگ بر زبان، آن است که زبان در گهواره فرهنگ یک ملت پرورش می یابد. درست به همین دلیل است که مثلا در زبان عربی ، برای واژه پارسی شتر، واژه الجُمُلرا داریم که معمولا به شتر نر گفته می شود والناقه که به شتر ماده می گویند؛ همینطور واژه الفَصیل برای شتربچه (بویژه هنگامی که از مادر گرفته شده)، واژه البُعیر برای شتر 9 ساله، و... آشکار است که محیط زندگی افراد، تاثیری شگرف بر فرهنگ ایشان دارد. گفتیم که زیستگاه نخستین آریایی ها درناحیه ای بود که امروزه داخل مرزهای آذربایجان، ارمنستان و گرجستان قرار دارد. اما در این باره، نظریه دیگری نیز موجود است که زیستگاه نخستین آریاییان را تا شمال دریای سیاه بالا می برد. چنانکه پیشتر اشاره شد، هر گروه مهاجر آریایی به سویی رفت و زیر تاثیر زبان و فرهنگ میزبان خود خانواده ای از زبان های هند و اروپایی را ایجاد نمود.

زیرخانواده زبان های هند و ایرانی

زیرخانواده زبان های ژرمانی زیرخانواده زبان های ایتالیک زیرخانواده زبان های سِلتیک زیرخانواده زبان های اسلاوی زیرخانواده زبان های ارمنی زیرخانواده زبان های بالتیک زیرخانواده زبان های یونانی زیرخانواده زبان های آلبانیایی

زبان پارسی باستان Austronesian Languages

خانواده ی آسترانِزی بیش از700 زبان را دربر میگیرد که از این نظر، پس از خانواده ی نیجر-کنگو ، دومین خانواده ی پرتعداد دنیا است. زبان های آسترانِزی که در گذشته بدان مالی- پلی نِزیایی گفته می شد، منطقه ای گسترده، از ماداگاسکار و جزیره ایستر گرفته تا هاوایی را زیر پوشش خود دارد. در این گستره، البته استرالیا و گینه نو استثناء هستند. (چنانکه می دانید استرالیایی ها به زبان انگلیسی و گینه ای ها به زبان فرانسوی سخن می گویند.) زبان های فورموسان در این خانواده، زبان های غیرچینیِ تایوان را تشکیل می دهند.

زبان های Javanese, Sundanese, Madurese همگی در جاوه، باتاک در سوماترا ، بالی در جزیره ی بالی ، تتون در تیمور، و Tagalog , Ilocano, Visayan در فیلیپین بکار می رود. زبانِ چام تا قرن هفدهم زبان رسمیِ کشور پادشاهیِ چامبا بود. زمانیکه در قرن یادشده، ویتنامی ها آن سرزمین را تسخیر کردند و نام آنرا ویتنام گذاشتند، بسیاری از چام زبانان به سوی کامبوج گریختند. کسانی که امروزه در ویتنام به زبان چامی سخن می گویند بیشتر مسلمان هستند. درکل، 230 هزار نفر زبان چامی را بکار می برند. زبان مائوری در زلاندنو؛ فیجی، تاهیتی، و راپانویی در جزیره ی ایستر؛ و زبان هاوایی در جزیره ی هاوایی استفاده می شود. زبان مالاگاسی، زبان مردم ماداگاسکار است. این جزیره بزرگ در کنار کرانه های جنوبی آفریقا قرار دارد. 1500 سال پیش، ساکنان جزایر پیرامون مالزی با قایق، اقیانوس هند را درنوردیدند و خود را به این جزیره ی آفریقایی رساندند. فرهنگ مردم ماداگاسکار، کاملا آفریقایی است، اما زبان خود را هنوز حفظ کرده اند.
   برای نوشتن زبان مالای، از قرن بیستم، خط لاتین جایگزین خط عربی شد. زبان های خانواده ی آسترانزی از وندها (پیشوند، میانوند، و پسوند) برای تغییر معنا و نقش فعل در جمله استفاده می کنند. ریشه ی واژگان، معمولا دوسیلابی است، و از دوگانسازی (reduplication) برای جمع بستن واژگان استفاده می شود

. برای نمونه، در زبان مالای (مالزیایی)  بچه را anak وبچه ها را anak anak می خوانند؛ یا خانه را rumah و خانه ها را rumah rumah می گویند.

در برخی زبان ها، مانند زبان جاوه ای، سخنِ خودمانی و غیر رسمی با سخنِ رسمی و مودبانه بسیار تفاوت دارد؛ افراد در گفتگو با رییس خود باید از گویش رسمی استفاده کنند .  در این زبان، گویش ماهیگیران و معدن چیان آنقدر با گویش های معمولی فرق دارد که فرد عادی ممکن است بسیاری از اصطلاحات این افراد را متوجه نشود. در زبان بالی، برای بسیاری از واژگان، سه گونه از نظر ”رسمی بودن“ وجود دارد. برای نمونه، واژه ی خوردن در پایین ترین درجه از نظر رسمی بودن ”naar“، در درجه ای بالاتر ”neda“ و در بالاترین درجه ی رسمی اش ”ngadjengang“ خوانده می شود. در زبانِ چامی، گویشِ مردان با زنان فرق می کند!
در بعضی از زبان های اقیانوس آرام (زلاندنو، ایستر، هاوایی)، ضمیر ملکی برای اشیاء منقول و اشیاء غیر منقول فرق می کند. در زبانِ ایلوکانو، سه واژه برای ضمیر "این“ وجود دارد: یکی برای چیزهایی که در معرض دید هستند، دیگری برای چیزهایی که در معرض دید نیستند، و یکی هم برای چیزهایی که دیگر وجود ندارند. بعضی از زبان های این خانواده، دو نوع ضمیر شخصی دارند: یک نوع ”ما“ که شنونده را نیز شامل می شود و آنرا Inclusive  می خوانند و یک نوع دیگرِ ”ما“ که مخاطب را شامل نمی شود و آنرا Exclusive می گویند. یکی از ویژگی های زبان های اقیانوسِ آرام، داشتنِ آواهای کم است. زبان هاوایی تنها هشت همخوان (/h/, /k/, /l/,/m/, /n/, /p/, /w/ , /glottal stop/) دارد. در زبان هاوایی، پنج واکه نیز وجود دارد   : /a/, /e/, /i/, /o/, /u/

در این زبان ها هجاهای باز، یعنی هجاهایی که با یک ”واکه“ ختم شوند، بسیار دیده می شود. برای نمونه می توان به نام سرزمین هایی چون فی جی ، تا هی تی ، و... اشاره کرد. یکی از ویژگی های جالب دستوری در بیشتر زبان های آسترانزی این است که در این زبان ها، کنشگر(عاملِ) غیر از فاعل و مالک ، هر دو، با یک علامت نشانه گذاری می شوند. (برای نمونه این نشانه در زبان تاگالوگ ni است) در نتیجه میان ”بوسیله ی سگ گاز گرفته شد“ و ”گازِ سگ (از چیزی)“ از نظر ساختاری تفاوتی وجود ندارد. ساختار جمله در تاگالوگ و مائوری ”فعل- فاعل- مفعول“ است. این ساختار در زبانِ مالاگاسی ”فعل- مفعول- فاعل“ می باشد. برخی زبانشناسان بر این باورند که مردمِ خانواده ی آسترانزی در اصل در دره ی رود زرد در چین ساکن بودند و 2500 سال پیش از میلاد، از طریق تایوان به فیلیپین، و سپس 1000 سال پیش از میلاد، عده ای به اندونزی و عده ای دیگر به اقیانوس آرام مهاجرت کردند.   

 زبان های خانواده ی استرالیایی- آسیایی

Austro-Asiatic Language زبان های خانواده ی استرالیایی- آسیایی، بین سه تا چهار هزار سال پیش شروع به جدا شدن از یکدیگر نمودند. این خانواده به سه زیرخانواده تقسیم می شود:
۱) موندا (Munda): که میلیون ها نفر در خاور هندوستان بدان سخن می گویند. ۲) نیکوباری (Nicobarese): که چند هزار نفر در جزایر نیکوبار بدان سخن میگویند. ۳) من خمر (Mon-khmer): که دوازده شاخه و صد گویش دارد و 35 تا 40 میلیون نفر بدان ها سخن می گویند.
خمر ، زبان ملی کامبوج است. من (mon) زبانی بسیار شبیه به زبان خمر است و در بخش هایی از میانمار و تایلند رواج دارد. برخی زبانشناسان ، شاخه ی ویتنامی- مواُنگ را نیز در زیرخانواده ی من- خمر قرار داده و برخی دیگر آنرا در یک زیرخانواده ی مستقل گذاشته اند؛ گروه اخیر، زبان نیکوباری را در زیرگروه زبان های من خمر جای می دهند:

Viet-Muong Branch

Vietnamese : Muong

Mon-Khmer Branch

Khmer : Mon : Palaung : Wa : Bahnar Sedang : Khasi : Nicobarese : So Nancowry : Sengoi : Temiar

Munda Branch

Santali : Mundari : Ho : Savara : Korku

در میان زیرخانواده های یادشده، زیرخانواده ی موندا از نظر ساختار واژه و جمله با دیگر زبان های استرالیایی- آسیایی فرق می کند. این زبان زیر تاثیر زبان چینی بوده است. زبان های من و خمر واژگان بسیاری از زبان های هندیِ ”سانسکریت“ و ”پالی“ وام گرفته اند. زبان ویتنامی از زبان چینی بسیار تاثیر گرفته است. ویتنامی، اکنون زبانی تک هجایی است و همچون دیگر زبان های گروه ”ویتنامی- مواُنگ“ سیستمِ نواختی و آهنگین پیچیده ای دارد. در زبان های من- خمر، پسوند دیده نمی شود، اما پیشوند و میانوند فراوان است. در جمله ها، گاه حروف یا وندهای پایانی می تواند نشانگر حالت و طرز برخورد گوینده باشد. همچنین، شناسان های (معرف های) ویژه ای که بیانگر (expressive) خوانده می شوند، رنگ، احساس، و... را مشخص می کنند. برخی زبان ها آواهای بی واکه بسته، همچون /د/، /ب/، و/گ/ ندارند!

واژگان ممکن است با همخوان های کامی شده (Palatalized consonants) مثل ñ پایان یابند. از دیگر ویژگی های آوایی این زبان ها، تلفظ /د/ و /ب/ ی بندش دار (imploded /b/ and /d/) است. این کار با مکیدن هوا به درون صورت می گیرد. (ایمپلود، در اصل، یعنی از درون پکیدن یا ترکیدن) زبان های من و خمر با استفاده از الفبایی که برگرفته از خط هندی است نوشته می شود. زبان ویتنامی قرن ها با خطِ تغییریافته ی چینی نوشته می شد؛ از سال 1910، خطی اقتباس شد که الفبای آن لاتین است، اما نشانه هایی اضافی نیز دارد. این خط که در سال 1650 اختراع شده بود، نخستین سیستم نگارشی است که به نویسنده امکان می دهد تا نواخت ها و لهجه ها را نیز نشانه گذاری کند. بیشتر زبان های این خانواده از ساختار ”فاعل- فعل- مفعول“ پیروی می کنند. در حال حاضر، بیش از 65 میلیون نفر به زبان های استرالیایی- آسیایی سخن می گویند.

متن سیاهAltaic Family of Languages نامِ این خانواده، از کوه های آلتای که در مرز قزاقستان و مغولستان واقع شده گرفته شده است. مردم ساکن این منطقه، در گذشته های دور، جنگجو، اسب سوار، و دوره گرد بودند. بعدها گروهی از ایشان به خاور و گروهی دیگر به باختر مهاجرت می کنند. بدیهی است که در طول سفرهای طولانی و با تاثیر پذیری از زبان های محلی مناطق گوناگون، امروزه تفاوت بسیاری میان مثلا آلتای زبانانِ آذربایجان و آلتای زبانانِ مغولستان وجود دارد. خانواده ی زبان های آلتای را می توان به زیرخانواده هایی که درپی می آید تقسیم نمود

۱) ترکی   : این زیرخانواده به چند شاخه تقسیم می شود : الف:  Oghuz یا ترکی جنوب: که زبان های ترکی در ترکیه، آذری در ایران، و ترکمن در ترکمنستان را شامل می شود. ب: Kipchak  یا ترکی باختری:  که زبان های قزاقیدر قزاقستان و قرقیزی در قرقیزستان و نیز زبان تاتار که شش میلیون نفر بطور پراکنده در ولگای مرکزی ، صربستان ، چین، و آسیای مرکزی بدان سخن می گویند را دربر می گیرد. پ: Karlukیا ترکی خاوری: زبان های ازبک در ازبکستان و اویگوردر منطقه خودمختار زینجیانگ اویگور در چین را شامل می شود.

ت: Eastern Hunnic یا ترکی شمالی: که زبان هایی چون یاکوت و آلتای در سیبری را دربر می گیرد. ث:  Chuvash که زبانی مستقل است و در ولگای مرکزی بکار می رود.
۲) مغولی:  این خانواده، زبان های Buryat در خاور سیبری، Kalmyk در کرانه ی دریای خزر در روسیه، و مغولی که مهمترین زبان این زیرخانواده و زبان رسمی مغولستان است را دربر می گیرد. در زیر نمونه ای از خط مغولی را مشاهده می کنید:

 

Turkic Branch

Turkish : Azeri : Turkmen : Kazakh Kirghiz : Tatar : Bashkir : Uzbek Uigur : Chuvash : Balkar : Nogai : Salar

Mongolian Branch

Mongolian : Buryat : Kalmyk

Tungusic Branch

Evenki : Lamut : Manchu : Nanai : Sibo

۳) تونگوزی: زبان مانچو که در این گروه قرار می گیرد، زمانی مهمترین زبان در این زیرخانواده بود و در چین از آن استفاده می شد. امروزه، مانچو تقریبا منسوخ شده است. از زبان های این زیرخانواده می توان به اِوِنکی در بخش هایی از مغولستان و سیبری مرکزی، لاموت اِوِن و نانای در خاور سیبری، و اودِهه در جنوب خاوری سیبری اشاره کرد.
یک ویژگیِ زبان های آلتاییک، ”هماهنگیِ واکه ای“ است. این ویژگی به هماهنگی واکه های ریشه و پسوند در واژه ها اشاره دارد. برای نمونه هموطنان ما در زبان آذری، به آفتاب می گویند /gun/ . در زبان آذری ، /euS/ نقشِ پسوند”ی“ در فارسی را بازی می کند. با این وجود واژه ی آفتابی در زبان آذری و در هنگام تلفظ، /guneuS/ تلفظ نمی شود. در اینجا واکه ی ریشه و واکه ی پسوند همگون شده و واژه ی /geuneuS/ را بدست می دهد.
جنسیت در زبان های آلتای وجود ندارد (برخلاف انگلیسی که مثلا برای او ، she و he وجود دارد)
در زبان های آلتای، پسوندها یکی یکی به ریشه اضافه شده و واژه هایی نو پدید می آورند. برای نمونه، ”اِو“ در زبان آذری یعنی: خانه ، ”اِوسیز“ یعنی: بیخانه ، ”اِوسیزلَر“ یعنی: بیخانه ها ، ”اِوسیزلَردُن“ یعنی: از بیخانمانها، ”اِوسیزلَردُن دُ“ یعنی: از بیخانمان ها هم، و... . به اینگونه زبان ها، زبانهای همچسبشی یا ا%D�FCو...Aوا8شی ی�ك>tiveDA�وت؇ م، شود. �br />در زد٧م %9�، &DACا D9�نM8�بان های آلتای ٱا ؅ی آین،د:

&�اا 8D8�%D�FC�85ثل�9�ثولی %A ؾد%رۘین وX�د چر 08�د D8�؇ ای�/em>

&nD8�ؗ کری که مث��%D�FC�ABو%می کنۯ ٌا ار ز�%D�FCا%D�FCDB�ACامِ کاری بسیار بزرگ، آنرا تباه می کند گفته می شود )

ضرب المثل ازبکی: اتحاد قدرتاست

ضرب المثل قزاقی: ملتی که قهرمان ندارد، در امان می ماند

 برخی زبانشناسان زبان های ژاپنی و کره ای را نیز در خانواده ی آلتای قرار داده اند که به نظر می رسد نادرست باشد. زبان های ژاپنی و کره ای را نمی توان با یقین در هیچ خانواده ای قرار داد. برای آشنایی با این دو زبان در زیر، بر روی نام آنها تیک بزنید: ژاپنی کره ای

 

زبان اورالی 

languages Uralic Family of languages کسانی که در اصل به زبان اورالیِ آغازین سخن می گفتند، بین 7 تا 10 هزار سال پیش در کوه های اورال در کنار سیبری ساکن بودند. این افراد، 1500 سال پیش به سوی اروپا مهاجرت کردند. نخستین تیره زبانی که از زبان مادر جدا شده بود، زبان سُمویِدی بود. البته گسترش زبان ها ی این خانواده پیش از مهاجرت آنها به اروپا آغاز شده بود. برای نمونه، زبانهای اوگری، حدود 3000 سال پیش، از زبان های فینی جدا شدند.

 زیرخانواده های زبان های اورالی را درپی مشاهده می کنید:

1) سمویدی (Samoyedic)

الف)  سمویدی شمالی ، شامل نِنِتس(Nenets) که در واپسین منطقه از شمالِ خاوری از بخش اروپاییِ روسیه استفاده می شود، اِنِتس (Enets) که مردم شمال سیبری آنرا بکار می برند، و ناگاسان (Nagasan) که آنهم در شمال سیبری و بویژه در منطقه ی Taymyr استفاده می شود.
ب)  سمویدی جنوبی ، شامل زبان Selkup است که ساکنان مناطق میانِ رودهای اُب (Ob) و یِنیسِی (Yenisey) در سیبری بدان سخن می گویند. Selkup تنها زبان باقی مانده از شاخه ی سمویدی جنوبی است.

2) اوگری (Ugric)

شاملِ زبان مجاری (Hungarian) که زبان رسمی مجارستان است، و زبان های خانتی (یا Ostyak) و مانسی (یا Vogul) که در باختر سیبری، در کنار رود اُب از آنها استفاده می شود. بر سر اینکه آیا این دو زبان اخیر را باید با زبان مجاری در یک گروه قرار داد یا نه، میان زبانشناسان اختلاف وجود دارد. به دو زبانِ یادشده، اُب- اوگری هم می گویند.

 

3) فینی (Finnic)

 Permic  شامل کومی (یا Zyrian)، کومی پرمیاک ، و اودمورت (یا Vodyak) که در خاور بخش های اروپاییِ روسیه استفاده می شوند.
 ولگایی (Volgaic) شامل زبان های مردوین و ماری که از هر دو در پیرامون بخش های باختری و میانی رود ولگا استفاده می شود. زبان مردوین دو گویشِ متفاوت دارد: Erzya و Moksha
Saami (این شاخه و زبان را با خانواده ی زبان های سامی اشتباه نگیرید). گروهی از مردم شمال اسکاندیناوی و شمال باختری روسیه به این زبان سخن می گویند.
بالتوفینی (Balto-Finnic) شامل زبان فنلاندی که در فنلاند از آن استفاده می شود و عده ی کمی در روسیه و استونی هم بدان سخن می گویند؛ و نیز زبان استونیایی که در استونی بکار می رود. زبان های دیگری نیز در این شاخه وجود دارند که افراد بسیار کمی بدانها سخن می گویند. از آنجمله می توان به Livonian اشاره کرد که عده کمی در لتونی بدان سخن می گویند (فراموش نکنید که زبان رسمی لتونی، لتونیایی است) و یا به زبان های Karelian, Veps, Ingrian, Votic %F که زبا�%F ڮBDB� اسیه و � باختر1دم شاختری روسیه به این �%ه می شوند.
 و�جود ددری نیز دم شئ د�86�%Aه ی زبان ه%D-Finnic) ش�%Aی�9� شاود دری و %�ی (Balto-Finnic) شای %A�ه �Hان آن �%4توي7ی Ka�ن های اورالی، پسوندهای بسیاری دارند. زبان فنلاندی 14 حالت اسمی و مجاری 17 حالت اسمی دارد. این تعداد در سامی 6، و در خانتی تنها سه عدد است! فعل در زبان مردوین شکل های پیچیده ای دارد؛ این شکل ها با چهار زمان و هفت وجه، برای فاعل و مفعول فرق می کنند.
در زبان های فنلاندی، استونیایی، مجاری، و کومی، فشار یا تکیه بر روی نخستین بخش هجا از واژه است. احتمالا این ویژگی در زبان اورالیِ آغازین نیز وجود داشته. در زبانِ نگاناسان از زیرخانواده ی سُمویِد، ویژگی تکیه گذاری بر پایه ی ”پاره- هجا- شماری“ وجود دارد. به اینگونه تکیه ها در انگلیسی، stress mora-counting می گویند. در زبان یادشده، در حالتی که هر واکه کوتاه، ”یک واحد“ و هر واکه ی بلند، ”دو واحد“ شمرده شود، تکیه ی واژه ها بر روی ”واحدِ“ سوم از آخر قرار می گیرد. همخوانی واکه ای در زبان های اورالی نیز وجود دارد. برای نمونه، در زبان نروژی ، talo یعنی خانه و talosa یعنی درونِ خانه؛ در همین زبان، kynä یعنی خودکار، اما sa در هنگام افزوده شدن بر واژه ی خودکار و ساختن عبارتِ درون خانه، بشکلِ kynässä در می آید. یعنی هماهنگی واکه ای بوجود می آید. این ویژگی در زبان مجاری و دیگر زبانهای اورالی نیز به چشم می خورد. همچون بسیاری زبان های دیگر، در زبان های این خانواده نیز همگون سازی یا ابدال (assimilation) دیده می شود. گفتیم که تالو در زبان نروژی یعنی خانه؛ اکنون می خواهیم hen را بدان بیافزاییم تا عبارت ”درون خانه“ بدست آید:
Talo + hen = taloon اکنون می خواهیم بگوییم ”درون خانه ها“: Talo + i + hen = taloihin
زبانشناسان در گذشته، زبان های اورالی را با زبان های آلتای در یک گروه بسیار بزرگ قرار می دادند. امروزه زبانشناسان بر این باورند که مدارک زیادی مبنی بر همریشه بودن این دو خانواده وجود ندارد. زبان Yukaghir که تعداد کسانی که بدان سخن می گویند بسیار انک اند و در خاور سیبری زندگی می کنند، از نوعی تصویرنگاری مربوط به دوران پیش- الفبایی برای نوشتن استفاده می کنند. گروهی از زبانشناسان، این زبان را یک زیرخانواده ی مستقل می دانند. امروزه بیش از 20 میلیون نفر به زبان های اورالی سخن می گویند. در زیر توجه شما را به جدول زبان های اورالی جلب می کنم:

Finnic Branch

Finnish : Estonian : Mordvin : Udmurt Mari : Votyak : Komi : Sámi : Karelian

Ugric Branch

Hungarian : Ostyak : Vogul

Samoyed Branch

Nenets : Selkup : Nganasan Enets : Kamas

Yukaghir Branch

Yukaghir

ضرب المثل فنلاندی: یک باقرقره در دست،بهتر از دو باقرقره در بته زار است.

ضرب المثل مجاری: بوف (جغد) به گنجشکمیگه سرِت گنده است! (مشابه این مثل فارسی که سیر به پیاز میگه بو میدی)

 

زبان های آفریقایی

گروه بزرگی از خانواده های زبان هایی که بومی آفریقا هستند و یا ریشه آفریقایی دارند. بیش از هزار زبان، در این گروه بزرگ جای می گیرند؛ البته، در این میان، تنها 50 زبان وجود دارد که بیش از 500000 نفر بدان سخن می گویند و بقیه زبان ها، تنها در میان یک قبیله یا در یک منطقه کوچک رایج است.
بدون در نظر گرفتن زبان عربی ، زبان های سوواحیلی (با پنجاه میلیون نفر) و هُوسایی (با 22 میلیون نفر)، رایج ترین زبان های آفریقایی به شمار می روند.
ژورف گرینبرگ ، زبان شناس آمریکایی، در سال 1963 برای اولین بار، دسته بندی جامعی از خانواده های زبان های آفریقایی ارایه داد:
۱) خانواده زبان های نیجر- کنگو: این گروه، بزرگترین خانواده زبان های آفریقایی به شمار می رود. بیش از 400 میلیون نفر در آفریقا به زبان های نیجر- کنگو سخن می گویند زبان مادر نیجر- کنگو، 5000 هزار سال پیش وجود داشته و پس از آن، به تدریج به هفت زیر گروه تقسیم شده است. این هفت زیر گروه را ما امروزه به نام های بنو- کنگو ، آتلانتیک غربی ، مانده، ولتایی، کوا، آداماوا و کُردوفانی می شناسیم.
زبان بنو- کنگو ، مهمترین زیر گروه خانواده زبان های نیجر- کنگواست. بیش از نود میلیون نفر، به یکی از شاخه های این زیر گروه، به نام بانتو، سخن می گویند. زبان های زولو ، سوواحیلی وکیکنگو جزو شاخه بانتو هستند. همه زبان های خانواده نیجر- کنگو، به استثنای سوواحیلی و فولفولده ، آهنگین یا بقول زبان شناسانTonal یا نواختی است. بدین معنی که با تغییر آهنگ بیان، معنی واژه تغییر می کند. برای نمونه، در زبان Yoruba ، واژه بی، اگر با آهنگ متوسط خوانده شود، یعنی زایاندن بچه (قابلگی) و اگر با آهنگ آرام خوانده شود، یعنی بالا آوردن (استفراق کردن) و اگر با آهنگ بالا خوانده شود، یعنی پرسیدن! در زبان بامبارا، واژه  با را اگر با آهنگ بالا بخوانیم، یعنی "رودخانه" و اگر با آهنگ پایین بخوانیم، یعنی "بز"!
در زبان های زیرگروه بنو- کنگو ، پیشوندها و پسوندها نقش مهمی ایفا می کنند. چنانکه پیشوند های فعل ، نشاندهنده چه کسی، چه هنگام و چه چیزی هستند و پسوندها، بیشتر نقش دستوری دارند (مثلا صیغه مجهول می سازند و...). برای نمونه، در زبان سوواحیلی، جمله «او دارد برای من غذا می پزد» را با یک کلمه، می توان گفت : آنانیپیکیا!!
همچنین، مفرد یا جمع بودن اسم را پیشوند آن معین می کند. برای نمونه، m و wa در زبان سوواحیلی و نیز umu و aba در زبان زولو به ترتیب، نشانه مفرد و جمع هستند. اکنون با در نظر گرفتن ریشه tu به معنای فرد می توان حدس زد که در زبان سوواحیلی، mtu یعنی یک نفر و watu یعنی مردم. همچنین در زبان زولو، umutu یعنی یک نفر و abatu یعنی مردم. نکته جالب توجه دیگر، این است که همه اجزای سخن (parts of speech) در زبان های شاخه بانتو، از نظر دستوری، با اسم هماهنگی دارند. برای نمونه، جمله « این صندلیِ خوب، شکسته است» در زبان سوواحیلی اینگونه بیان می شود: "kiti hiki kizuri kimevunjika" و جمله «این صندلی های خوب، شکسته اند" اینگونه: "viti hivi vizuri vimevunjika".
۲)خانواده زبان های آفریقاسیایی: حدود 200 میلیون نفر در شمال آفریقا، اتیوپی، اریتره و پیرامون دریاچه چاد ، به این زبان سخن می گویند. این خانواده، به پنج زیرگروه زبان های چادی، سامی، بربری،کوشی و مصری تقسیم می شود.

خانواده ی زبان های آفریقاسیایی 250 زبان را دربر گرفته و به زیر خانواده های زیر تقسیم می شود:

سامی

عربی ، عبری زبان رسمی فلسطین اشغالی، امحاری (زبان رسمی اتیوپی)، و زبان های باستانی چون آشوری و بابلی، آکدی، آرامی (که حضرت عیسی بدان سخن می گفت)، فینیقیه ای ، و...

 مصری

این زبان در حال حاضر وجود ندارد. شاید چون کسانی مثل فردوسی، حافظ، سعدی، و... در مصر وجود نداشتند تا زبان ملت شان را حفظ کنند. آخرین گویش از زبان مصری که قبطی (Coptic) نام داشت در حدود قرن چهاردهم میلادی از میان رفت و اکنون مصریان به زبان عربی که زبانی سامی است سخن می گویند.

بربری

این زیرخانواده، زبان توارق (Tuareg) و دیگر زبان های شمال و شمال باختری آفریقا را شامل می شود. بیشتر کسانی که به زبان های بربری سخن می گویند، عربی را نیز می دانند و حتی زبان بربری را نیز با خط عربی می نویسند.

کوشی

زبان اُرومینگا (در کنیا و جنوب اتیوپی) که با خط اتیوپیایی نوشته می شود و زبان سومالی که با البفای لاتین نوشته می شود، جزو این زیرخانواده است.

 چادی

این زیرخانواده در آفریقای مرکزی و باختری رایج است. مهمترین زبان این زیرگروه، ”هوسایی“ است که زبان مادری ساکنان شمال نیجریه و مناطق اطراف آن است. اهمیت این زبان در این است که بسیاری از مردم نواحی مرکزی و باختری آفریقا که به زبان های دیگری سخن می گویند نیز زبان هوسایی را نیز می دانند. زبان هوسایی بطور سنتی با خط عربی نوشته می شد، اما در گذر قرن بیستم این خط به تدریج جای خود را به خط لاتین داد.

ضرب المثل عربی خیارکم،خیارکم لنسائهم. یعنی: بهترین های شما کسانی هستند که برای زنان شان بهترینباشند
۳) خانواده زبان های نیل و صحرایی 18تا 30 میلیون نفری که به یکی از زبان های این خانواده سخن می گویند، در خاور صحرای بزرگ آفریقا ، شمال دره نیل ، و اطراف دریاچه ویکتوریا ساکن هستند. زیرخانواده های نیل و صحرا عبارتند از:

نیلوتیک (Nilotic)

بزرگترین زیرخانواده ی نیل وصحرا است و زبان Luo در کنیا ، ماسای در کنیا و تانزانیا، و نوبیان در دره نیل در بخش هایی از سودان و مصر را شامل می شود. دیگر زبان های متعلق به این زیرخانواده در چاد، اتیوپی، اوگاندا، جمهوری دموکرات کنگو «زئیر، و جمهوری آفریقای مرکزی بطور پراکنده استفاده می شوند.

سونگهای (Songhai) در کرانه ی رود نیجر در کشورهای مالی و نیجر.

صحرایی (Saharan) شامل زبان کانوری در نیجریه، تِدا در صحرای مرکزی، و Zaghawa در چاد و سودان.

مابان (Maban) در چاد.

کُمان (Koman) در بخشی از مناطق مرزی میان اتیوپی و سودان.

فور (Fur) در استانِ Darfur در سودان.

زبان های نیل و صحرایی، همچون زبان های نیجر- کنگو ، نواختی هستند. در بعضی از زبان های گروه یادشده، هم پیشوند و هم پسوند و در برخی تنها پسوند به فعل افزوده می شود، اما بر عکسِ زبان باتودر نیجرکنگو، همخوانی صرفی در اسم وجود ندارد.

۴) خانواده زبان های خویسان خانواده زبان های خویسان تنها 12 زبان را در بر می گیرد، 200 تا 300 هزار نفر بدانها سخن می گویند و دو زیرگروه دارد:

خویسانِ آفریقای جنوبی

شامل زبان های ناما و نارون (Naron) که در صحرای کالاهاری و اطراف آن در آفریقای جنوبی و نیز در نامیبیا و جنوب باختری بوتسووانا بدان ها سخن گفته می شود.

خویسانِ آفریقای خاوری

شامل Sandawe و Hadza که هر دو در تانزانیا بکار می روند. زبان های این گروه، ویژگیِ دُمی دارند، یعنی click language هستند. در زبان های دُمی، آواهایی همخوان بنام کلیک وجود دارند. برای تولید این آوا، درحالیکه هوا به داخل مکیده می شود، زبان بر روی نرم کام قرار می گیرد و صدایی شبیه به تق تق ایجاد می کند.
بیشتر زبان های این خانواده، از ساختارِ ”فاعل - گزاره - مفعول“ پیروی می کنند.