مکتب ساختگرایی و مکتب زایشی دستوری . نوشته :اسماعیل خرمی
فهرست: صفحه
1- مقدمه ..........................................................................1
2- سوسور و چامسکی.........................................................2
3- آثار تاثیر گذار سوسور و چامسکی.......................................3
4- تاثیراتی کا سوسور و چامسکی پذیرفتنند...............................3
5- مکتب ساخت گرایی و گشتاری – زایشی ...............................4
6- نتیجه گیری ....................................................................5
7- منابع ...........................................................................6
مقدمه:
مکاتب مختلف زیادی در باب مطالعات زبان شناسی پا به عرصه نهادند و هر کدام صاحب روش و عقیده خاص خود را دارند و دلیلی که این مکاتب را از هم باز میشناساند تفاوت در نگاه آنها به بررسی زبان می باشد. هر کدام در زمینه ای متولد , رشد و گسترش یافته اند. اگر چه بعضی ها در زمینه خاصی مثل واژگان , واج شناسی , بررسی تاریخی و همزمانی زبان توسعه یافته اند اما بعضی از این مکتبها زمینه های مختلفی را برای برسی های خود انتخاب کرده اند. تعدادی توانستنند مدافع مطالعات خود باشند و آرائشان مورد قبول اکثر محققان قرار گرفته اما تعدادی بودند که نظراتشان توسط دیگران براحتی مورد چالش قرار گرفته و مورد پسند قرار نگرفته . ولی در کل میتوان چنین اشاره کرد که همه آنها کمک زیادی به بررسی زبانی داشتند, که میتوان به مکتب هایی مثل ساخت گرایی , پراگ , کوپنهاگ , لندن , ........... و مکتب گشتاری و زایشی اشاره کرد. تاثیری که مکتب ساخت گرایی و گشتاری – زایشی بر مطالعات زبانی گذاشتند بسیار از آنچه که هست در یک مقاله ای گنجاند .اما تلاش شده تا مختصر هم که شده نکاتی چند در مورد این دو مکتب ارائه شده است.
سوسور و چامسکی
سوسور:
فردینان دو سوسور (1857-1913) در ژنو در خانواده ای از دانشمندان و سیاستمداران طبقه بالای جامعه به دنیا آمد . پس از تحصیل در ژنو به عنوان دانشجوی علوم طبیعی به او اجازه دادند که به لاپزیک برود و در آنجا به ادامه تحصیل بپردازد. در آنجا تغییر رشته داد و در زمینه زبان شناسی تطبیقی یا فقه اللغه ادامه تحصیل داد.
چامسکی:
آورام نوآم چامسکی در 1928 در فلادلفیا در یک خانواده یهودی به دنیا آمد پدرش ویلیام چامسکی که از اوکراین مهاجرت کرده بود , مدیر مدرسه یهودیان در فلادلفیا بود ,گذشته از آنکه در زمینه دستورهای زبان عبری آغازین نیز صاحب نظر بود.چامسکی وقتی مطالعات خودرا زیر نظر هریس آغاز کرد , زبان عبری را تا حدودی می دانست.در 1951 پایان نامه کارشناسی ارشد خودرا تحت عنوان واژ- واج شناسی زبان عبری نوین به راهنمایی هریس نوشت.
آثار تاثیر گذار سوسور و چامسکی
اثر اصلی سوسور به نام دروسی در زبانشناسی عمومی (Cours de linguistique générale) در سال ۱۹۱۶ و پس از مرگ سوسور بهوسیله شارل بالی و آلبرت سه شه برپایه یادداشتهای سر کلاس درس به چاپ رسید. این کتاب خیلی زود به منبع مهمی برای زبانشناسان ساختارگرا سدهٔ بیستم تبدیل شد.سوسور بر خلاف زبانشناسان پیش از خود که بیشتر از دید تاریخی یا به عبارتی درزمانی (diachronic) به بررسی زبانشناسی میپرداختند تمرکز خود را بر جنبهٔ همزمان آن میگذارد، به دیگر بیان ساختار زبان را در بازهای از زمان میسنجید.
نوام چامسکی به عنوان زبان شناسی که امروزه شهرت جهانی دارد و در عرصه های ریاضیات، فلسفه و سیاست صاحب نظر است، کتاب ساختارهای نحوی خود را در سال 1957 منتشر ساخت. این کتاب برای اولین بار مهم ترین و انسجام یافته ترین نظریه ی زبانی را که در تاریخ زبان شناسی به وجود آمده بود، یعنی دستور زایشی گشتاری را به جهانیان معرفی کرد.
تاثیراتی که سوسور و چامسکی پذیرفتنند
دوسوسور به احتمال بسیار زیاد بیشتر اندیشه های بنیادین خود را , مستقیما یا غیر مستقیم ,از هیپولیت تن(1828-1893) به دست آورده است ؛ به ویژه اندیشه های نشانه زبانی ,ارزش ,تمایز میان زبان و گفتار و تمایز میان هم زمانی و در زمانیکه هردو اینک تداول عام پیدا کرده اند.
اما چامسکی از آراء دکارت مبنی بر مفروضات قبل از تجربه و بعد از تجربه که تجربیات شخصی مقدم بر تجربیات اجتماعی است استفاده کرده و در مجموعه ای بنام دکارتیالیسم بکار برده است. دستور زایشی چامسکی نیز با این نظر هومبولت که هر سخنگویی می تواند از امکانات زبانی محدودی که در هر برشی از زمان در اختیار اوست , بهره نامحدود میبرد همخوانی زیادی دارد.تاثیراتی که چامسکی از استاد خویش هریس پذیرفته انکار نشدنی است.
مکتب ساخت گرایی و گشتاری زایشی
نيمة دوم قرن بيستم را نيمة خلق تئوريها دانستهاند. به عنوان مثال ميتوان از ظهور نظرية «ساختارگرايي» در زبان شناسي،اشاره کرد, مهمترين نظريهاي كه در زبان شناسي ايجاد شد و بسياري از علوم، همچون ادبيات، جامعه شناسي، روان شناسي و ... را تحت تأثير قرار داد، نظرية ساختارگرايي است كه توسط فرديناند دو سوسور زبان شناسي سوئيسي بيان شد.
مکتب زبان شناسی زایشی(generative grammar) که مکتب چامسکی و پیروانش است، از سال 1957 با کتاب ساختهای نحوی چامسکی چشم به جهان گشود. البته اجداد سلف آن زبان شناسی ساختارگرای آمریکایی است، و پیش تر از آن زبان شناسی صورتگرای سوسور. اما در عین حال که چامسکی خود پروردهی زبان شناسی آمریکایی بود، زبان شناسی که او موجودش شد، انقلابی در زبان شناسی محسوب می شود. منظور از انقلاب هم صراحتاً این که زبان شناسی زایشی اصول بنیادین نگرش نسبت به زبان را که ساختگرایان آمریکایی مانند بلومفیلد در نظر داشتند، فروریزاند، و اساساتی نوین پی نهاد. البته از برخی جهات نظریه جدید و انقلابی چامسکی با نظریه ساختگرایی که متقدم بر زایشی است، وجوه تشابه دارد.
در زبان شناسی ساخت گرایی سوسور چهار تمایز مهمی دارد که وی انها را وارد آثار زبان شناختی کرده است , که عبارتند از:
الف):تمایز زبان و گفتار؛ وی اشاره میکند زبان را می توان مجموعه قواعدی دانست که توسط یک جامعه ی زبانی با یک دستگاه یا نظام خاص ارائه می شود تا ارتباط برقرار کردن را در آن جامعه سهل تر و آسان تر نماید. و گفتار را می توان صورت و نمایه ای از کنش فردی یا استعدادی دانست که یک فرد در به کارگیری قواعد زبانی از خود نشان می دهد می توان گفت که وجه تمایز زبان از گفتار جنبه های شخصی زبان است. رابطه ی زبان و گفتار را می توان به یک بازی شطرنج مثال زد. آن قواعدی و قوانینی را که ما سعی می کنیم طی یک بازی شطرنج از آن پیروی کنیم در واقع صورتیست از زبان اما می توان شیوه ی بازی هر فرد و خلاقیت وی را در به کار گیری این قواعد مصداقی از گفتار گرفت.
ب)تمایز دال و مدلول: تمایز دال و مدلول که هر دو باهم تشکیل نشانه به عنوان واحدی واژگانی می دهند. سوسور نشانه را نه آنگونه که مرسوم است, برای صورتهای مادی واقعی به کار می برد , بلکه برای واحدی ذهنی به کار میگیرد که در آن , صورت و مفهوم باهم متحد میشوند
ج)تمایز در محورهای همزمانی و در زمانی: الف)برسی زبان در زمانی خواص و با توجه به پتانسیل های زبانی در آن برهه از زمان که در اصطلاح ما به آن محور هم زمانی می گوییم.ب)برسی زبان با توجه به تاریخ و تحولات تاریخی آن زبان که در اصطلاح محور در زمانی نامیده می شود.
د)تمایز درمحور های جانشینی و هم نشینی: محوری را که امکان ترکیب کلمات و نشانه ها را برای ما فراهم می کند محور همنشینی و محوری که امکان جایگزینی نشانه ها را در یک ساختار مشابه فراهم می کند محور جانشینی نامیده شده اند.
درزبان شناسی گشتاری- زایشی , چامسکی تمایزی بین توانش و کنش قایل است و اشاره دارد بر اینکه توانش مجموعه ای است از جمله های بالقوه (که مفهومی انتزاعی است ) به این معنا که با مجموعه قواعد محدودی میتوان مجموعه نامحدودی از جملات را تولید کرد که این قواعد در ذهن هر انسانی است و مربوط به حوزه توانش میباشد.اما کنشبه رفتار عینی و قابل مشاهده اطلاق می شود , یعنی به وقایعی که قابل دیدن , شنیدن یا بطور کلی قابل مشاهده اطلاق میشود.
در زبانشناسی زایشی زبان شناس به دنبال توصیف یک زبان خاص نمی باشد. او به دنبال نظریه پردازی دربارهی زبان است.
- زبان شناسی زایشی به نحو اهمیت خاصی می دهد. یعنی این که از نظر چامسکی واحد نحو واحد زایای زبان است. منظور از زایایی هم این است که می توان با استفاده از قواعد محدودی که در بخش محو موجود است بینهایت جمله تولید کرد . زبان هم عبارت است از n تعداد جمله که در کنار هم گرد می آیند.
- زبان شناسی زایشی مبنای فلسفی خود را فلسفهی خردگرایی (rationalism) می داند.
- زبان شناسی زایشی صورت گرا است. یعنی این که تبیین های زبانی آن صورت گرایانه است و ریاضی گونه.
- زبان شناسی زایشی واحدهای زبانی را مستقل از هم می داند. بخش های واجی، واژگانی، نحوی و معنایی بخش هایی هستند که عملکرد جدا از هم دارند. این یعنی این که در ذهن سخنگویان زبان این واحد ها هر کدام واحدهای زبانی مستقلی هستند که جدای از هم عمل می کنند.
و اما رویکرد حوزه ای زبان چیست و چه رابطه ای با ذهن دارد و کودک چه نیازی به این حوزه دارد اینها سوالاتی هستند که در پایین به آنها جواب داده میشود.
- رویکرد حوزهای(modularity): در ذهن قوای مختلفی مانند، قوهی هوش، تفکر، استدلال منطقی، فرآیندهای روانشناختی دخیل در ادراک و گفتار، حافظه طولانی مدت، و اصول کلی یادگیری و مفهوم سازی وجود دارد. قوهنطق هم یکی از این قوا است. از نظر چامسکی و زبان شناسی زایشی این قوا از هم مستقل می باشند. یعنی هر کدام یک module جداگانه هستند، که عملکرد مستقل داشته، اما در تعامل با هم می باشند. برای این که معنای تعامل را بهتر بدانی کافی است که قلب و ریه ها را به عنوان دو نظام عملکردی در نظر بگیری. قلب اندامی است که برای خونرسانی دارای نظامی مستقل از سایر اندام هاست. ریه هم همچنین. ریه اندامی است که عملکرد مستقل از قلب و سایر اندام ها دارد. اما هر دوی این دو اندام در روابطی خاص با هم می باشند، این رابطه رابطه ای متقابل و تعاملی است.
نتیجه گیری
فرق چامسکی با سوسور این است که سوسور در چهارچوب نظری خود به بررسی زبان یعنی نظام یک زبان خاص می پردازد. اما چامسکی به دنبال کشف قواعد و قوانین نظام قوه نطق است. این که کودک چگونه می تواند زبانی را با استفاده از دانش ژنتیکی خود فرابگیرد.
دانش زبانی از منظر سوسور عبارت است از شبکهای از روابط بین نشانهها. اما توانش (زبان درونی) از منظر چامسکی شبکهای از روابط بین نشانهها نیست، بلکه نظامی است از قاعده ها(مراحل اولیه زبانشناسی زایشی)، و یا نظامی از همگانیها/ اصول و پارامترها (از مقطع نظریه حاکمیت و مرجع گزینی).
علاوه بر آن زبانشناسی سوسوری واژه بنیاد(نشانه بنیاد) است. اما زبانشناسی چامسکی نحو بنیاد است. این یعنی بزرگترین واحد مطالعه در زبانشناسی سوسور واژه است، ولی در زبانشناسی چامسکیایی جمله است.
نکته دیگر آن که سوسور تجربه گرا است و بر همین اساس نحوه شکل گیری دانش زبانی (langue) عبارت است از تبدیل تجربه (یعنی مواجه شدن با یک زبان) به دانش زبانی. یعنی وقتی کودک با یک محیط زبانی مواجه میشود، و در معرض آن قرار میگیرد، این دانش در وی شکل میگیرد. اما در زبانشناسی چامسکی توانش یا زبان درونی برآیند دو چیز میباشد: دستور همگانی (UG) و داده های تجربی (empirical data).
از نظر سوسور langue دانش زبانی جمعی است(collective). یعنی زبان یک چیز اجتماعی است. مجموع دانش زبانی افراد. Langue در هیچ کس به طور تمام و کمال نیست. مفهوم langue یک مفهوم آرمانی(idealized) میباشد. اما توانش زبانی چامسکی فردی است. یعنی دانش زبانی یک فرد. علت این که چامسکی این دانش زبانی را فردی میداند، باور فلسفی اوست. چامسکی عقل گرای دکارتی است. کسی که عقل گرای دکارتی است، به دانش زیستی و ژنتیکی اعتقاد دارد. (البته دکارت بدان دانش فطری اطلاق میکرده است) این دانش ژنتیکی در هر فرد یافت میشود. پس عقل گرایی دکارتی فردگرایی را میطلبد (rationalism مستلزم individualism است.)
Parole ← گفتار از نظر سوسور همان حرف زدن عینی است.
Performance ← اما کنش از نظر چامسکی فعلیت توانش است، خواه حرف زدن باشد، خواه به صورت زباننشانه (sign language) باشد. کنش شقوق مختلف دارد، و گفتار یکی از شقوق آن است. این یعنی کنش چامسکی به نسبت گفتار سوسور فراگیرتر است.
منابع:
1-دکتر ارسلان گلفام٬ اصول دستور زبان٬ مهر قم ٬بهار ۸۹
2- دکتر مهری باقری٬مقدمات زبان شناسی ٬نشر قطره٬ ۱۳۸۷
3-آ.اچ .روبینز,تاریخ مختصر زبان شناسی , ترجمه علی محمد حق شناس, نشر مرکزچاپ نهم 1388
4 – دکتر محمد رضا باطنی , نگاهی تازه به دستور زبان , نشر آگه1389
5 – پیتر آ. ام . سورن , مکاتب زبان شناسی نوین در غرب , ترجمه علی محمد حق شناس سمت 1388