ساخت واژه و زبان. نوشته اسماعیل خرمی
مقدمه
انسانها برای نشان دادن و انتقال معانی و ارتباط برقرار کردن، واژه ها را اختراع کردند تا نماد و سنبلی برای آن حقایق باشند زیرا حقایق و معانی بعد فیزیکی ندارند تا بتوان آنها را منتقل کرد یا نشان داد.ما انسان ها تنها از طریق گفتن و شنیدن و خواندن و در واقع بوسیله کلمات و لغات می توانیم با دیگران و دنیایمان ارتباط برقرار کنیم و تنها بوسیله همین واژه ها و خواندن و شنیدن هم درس ها و آموزش های مختلف زندگی را فرا می گیریم .
متفکران و انسانهای صاحب اندیشه و درک و شهود و شعور سالم و پاک، با تلاش و صبر و رنج و تنهایی بزرگ به توانایی دیدن ذره ای از حقایق و معانی دست می یابند و آنها را در قالب واژه ها و جملات به دیگران عرضه می کنند تا دیگران نیز از آن معانی بهره مند شوند و کار را برای درک و فهم آن حقایق توسط دیگران راحت تر می کنند.(1)
ما با واژه ها میتوانیم عشق و نفرتمان را دوستی و علایقمان را دانش و تفکرمان را و...... آنچه که در درون ما بر ما تعلق دارند بر انانکه دوستشان داریم و بر آنانکه از آنان نفرت به دل داریم و بر آنانکه سخنی , حرفی برایشان در دل داریم نشان دهیم.
بهتر است چه کلمه ای برای ابراز محبتم به معشوقه ای که در انتظار شنیدن فقط یک کلمه از عاشق خویش است انتخاب نمایم. یا از کدام کلمه سود جویم تا نفرتم را از آنچه که سالهاست مرا شنکنجه می نماید نشان دهم و همچنین برای بیان آنچه که ذهن مرا به خود مشغول کرده چطور با کمک آواها و واجها کلماتی را بسازم تا همه از شنیدن آن به عمق اندیشه های من پی ببرند.
http://linguist87.blogfa.com/post-493.aspx-1
واژه چیست؟
مفهوم واژه و ارایه تعریفی کارآمد از آن کار سادهای نیست و دشواری این کار از تحلیل سادهترین دادههای زبانی آشکار میشود، هرچند اهل زبان به طور شمی مفهوم واژه را میشناسند و از این واحد ساختاری در تولید جملهها (نحو) استفاده میکنند.
تعریف صحیح از واژه بسته به دلیل ما دارد که چرا آنرا می پرسیم یعنی هدف ما از تعریف واژه چیست؟ اگر بخواهیم بشماریم که در داخل یک کتاب چقدر واژگان داریم یعنی طول کتاب را از لحاظ واژگان بسنجیم از کلمه ای بنام token استفاده می کنیم که به استفاده دقیق از زبان اشاره دارد. اما اگر هدف ما از تعریف واژه به نوع واژه اشاره کند یعنی چه نوع واژه هایی را ما میدانیم یا از آن استفاده میکنیم سروکارمان با type نوع است.و مورد سوم برای تعریف واژه ممکن است شمار واژه ها یی را که در مورد یادگیری واژه ها اهمیت دارند تلقی کنیم یعنی اینکه یک فرد تا چه حد نسبت به آن واژه آگاهی داردو یا اینکه وی تا چه حد دانش واژگانی یک زبان را کسب کرده است .در اواخر واژگان به مجموعه ای از واژه ها با ویژگی های صرفی , نحوی و آوایی گفته میشود .
اصطلاح واژه را میتوان در دو مفهوم به کار برد: یک مفهوم آن صورت انتزاعی و ذهنی است که در نظام درونی زبان قرار دارد، و مفهوم دیگر آن به کاربردهای مختلف بر اساس ضرورتهای نحوی باز میگردد که از آن با عنوان صورتواژه word-form یاد میشود. مجموعه واژههای ذهنی را در مطالعات زبانشناختی نوین، واژگان lexicon مینامند و به هریک از آنها تکواژ قاموسی lexeme میگویند.
واژهشناسی (یا ساختواژه/صرف/morphology) چیست؟
واژهشناسی مطالعهی ساختار درونی واژگان است، و از آنجا که این مطالعه در دو سطح ساختار آوایی درونی phonological structure و معنای واژهها صورت میگیرد، میتوانیم بگوییم واژهشناسی مطالعهی تغییر همگام نظامند واژهها از نظر صورت و معنا است. برای مثال در گروهواژههای مردها، دردها، زردها علاوه بر تمایز آواییای که میان این واژهها با واژههایی همچون کردها، چترها و ... میبینیم، شاهد آن هستیم که آوای /hâ/ جزء مشترک این واژهها دال بر یک مؤلفهی معنایی است و به تعدد در همان دسته از موجودات اشاره دارد.
اگرچه واژه شناسی یک رشته مستقلی است اما به تنهایی نمی تواند آنچه که در بحث زبانشناسی مطرح است بطر کامل نشان دهد. بنابر این طبق نظریه سطوح یا مولفه های دستور جهانی module که توسط چامسکی ارائه شده با سه سطح دیگر زبان , یعنی نحو , صورت آوایی زبان و صورت منطقی زبان که با معانی سر و کار دارد در تعامل می باشد.
نقش واژهسازی در زبان
فلسفه وجودی دستگاه واژهسازی چیست؟
واژهسازی در حقیقت نتیجه طبیعی اصل اقتصاد یا صرفهجویی است که بر همه ابعاد زبان حاکم است. زبان نوعی نظام ارتباطی است و در هر نظام ارتباطی، کمال مطلوب این است که با کمترین هزینه، بیشترین اطلاعات انتقال یابد (نک. مارتینه، ۱۳۷۹،ص ۲۵۸ ـ ۶۲). به همین دلیل در همه ابعاد زبان اصل کمترین کوشش یا حداکثرصرفهجویی جریان دارد. صرفهجویی دو نوع است: صرفهجویی در محور همنشینی و صرفهجویی در محور جانشینی. واژهسازی روشی است که صرفهجویی در هردو محور را امکان پذیر میکند. به بیان دیگر، واژهسازی تلفیق صرفهجویی در هر دو محور است. برای مثال، اگر بخواهیم یک مفهوم جدید را بیان کنیم، منطقاً چهار راه در پیش رو داریم:
۱) بیان آن مفهوم از طریق واژههای موجود در زبان و با کمک دستگاه نحو.
۲) جعل واژهای بسیط؛
۳) وام گرفتن واژهای از زبانی دیگر؛
۴) بیان آن مفهوم با بهرهگیری از عناصر موجود در زبان و با کمک قواعد صرفی.
برای مثال، وقتی فارسیزبانان با پدیدهای به نام loudspeaker رو به رو شدند، اگر میخواستند از روش اول سود جویند میبایست بگویند: « دستگاهی که صدا را بلند میکند»؛ و اگر میخواستند از روش دوم یا سوم بهره بگیرند میبایست یا واژهای تازه جعل کنند (روشی که در همه زبانها بسیار به ندرت اتفاق میافتد) یا با وامگیری از زبانی دیگر مثلاً آن را «لودسپیکر» بنامند. راه حل اول، اصل اقتصاد را در محور همنشینی مخدوش میکند، راه حلهای دوم و سوم اصل اقتصاد را در محور جانشینی نادیده میگیرد، زیرا جعل واژه یا وامگیری، واژههایی را وارد زبان میکند که از نظر معنایی تیرهاند و بار جدیدی بر حافظه گویشورند. اما راه چهارم، یعنی بهره گیری از عناصر موجود زبان و با کمک قواعد صرفی که حاصل آن ساختن واژهای مانند «بلندگو» است، روشی است که صرفهجویی در هر دو محور را امکانپذیر میسازد.
با توجه به آنچه گفتیم میتوانیم بگوییم که مهمترین نقش دستگاه واژهسازی، ساختن واژههایی با معنایی پیشبینیپذیر است، زیرا فقط در این صورت است که صرفهجویی در هر دو محور همنشینی و جانشینی حاصل میشود.
انواع زبان از نظر ساخت واژه
در زبانشناسی مقایسهای، زبانها را، از نظر ساخت واژه، در برش اول به دو گروه کلی "تکواژی ساده mono-morphemic" و "چندتکواژی poly-morphemic" تقسیم کردهاند.
"تکواژی ساده" زبانی است که در آن هر واژه فقط از یک تکواژ تشکیل شده که تغییرناپذیر است و روابط نحوی را "آرایش جمله word order" مشخص میکند، مانند زبانهای چینی و ویتنامی.
"چندتکواژی" زبانی است که در آن ساختمان واژه از یک تکواژ و یا بیش از آن تشکیل شده باشد. این گروه از زبانها را به سه دستهی "پیوندی agglutinative"، "تصریفی synthetic" و "بساوندی polysynthetic" تقسیم کردهاند.
در زبانهای "پیوندی" مرز میان تکواژها در واژه مشخص است و تطابق یکبهیک بین تکواژها و مفاهیم آنها وجود دارد، مانند زبان ترکی. مثالهای adam-lar-I (مردها را) و adam-lar-in (مردهای) بیانگر این مدعا است.
در زبانهای "تصریفی" مرز بین تکواژها روشن نیست و تطابق یکبهیک بین تکواژها و مفاهیم آنها وجود ندارد، مانند عربی و لاتین. برای مثال –na در "کتبنَ" دارای مفاهیم جمع، مؤنث و غایب است و کلمهی لاتین amo به معنای "من دوست دارم" علاوه بر مفهوم "دوست داشتن" دارای مفاهیم زمان، فعل معلوم، فعل خبری و اول شخص مفرد است.
در زبانهای "بساوندی" مرز بین واژه و جمله مشخص نیست. به سخن دیگر، در این گونه زبانها بسیاری از مفاهیم که معمولاً در زبانهای دیگر از طریق جمله بیان میشوند، از طریق فراهم آمدن تعداد زیادی تکواژ به صورت یک واژه بیان میگردند. زبانهای "بساوندی" خود به دو زیرگروه تقسیم میگردند: "تکپایهای mono-basic" و "چندپایهای poly-basic". در زبانهای تکپایهای هر واژه فقط یک تکواژ آزاد دارد، مانند زبان "یوپیک" در سیبری ولی در زبانهای چندپایهای در هر واژه بیش از یک تکواژ آزاد وجود دارد، مانند زبان "چوکچی" در شمال شرقی سیبری.
گاهی زبانشناسان اصطلاحات تحلیلی analytic و ترکیبی synthetic برای تشریح میزانی که ساختواژی در یک زبان مورد استفاده قرار میگیرد به کار میبرند. زبانهایی مانند ویتنامی یا انگلیسی که در آنها ساختواژی نقش نسبتاً متوسطی دارد زبانهای تحلیلی نامیده میشوند. هنگامیکه یک زبان تقریباً هیچ ساختواژهای ندارد و از این رو به میزان زیادی تحلیلی بودن را به نمایش میگذارد زبان گسسته نامیده میشود، مانند زبان ویتنامی و چینی. اما زبانهایی مانند سومری و سواحیلی که در آنها ساختواژه نقش مهمتری دارد، زبانهای ترکیبی نامیده میشوند و هنگامیکه یک زبان از میزان بسیار زیادی از فرایندهای ساختواژی و واژههای مرکب بسیار استفاده میکند بساوندی نامیده میشوند.
تفاوت بین زبانهای تحلیلی و ترکیبی یک تقسیمبندی دوگانه یا سهگانه نیست، بلکه یک پیوستار است که از زبانهای گسسته شروع و به زبانهای بساوندی ختم میشود. برای مثال زبانهایی مانند فارسی و انگلیسی گرچه بیشتر دارای ویژگیهای زبانهای پیوندی هستند، اما ویژگیهایی از زبانهای تصریفی نیز در آنها مشاهده میشود، مانند واژه mard-âne-gi-hâ-?i (مردانگیهایی) در فارسی نمایانگر خصوصیت پیوندی بودن این زبان است، در حالی که "شناسههای فعلی" مفاهیم شخص و شمار، هر دو را در بر میگیرند که تفکیکناپذیر اند.
-------------------------------------------------------------------------------------------
ساخت واژه و زبان
زیر نظر : استاد دکتر ترابی
تهیه و تنظیم: اسماعیل خرمی دانشجوی کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی دانشگاه آزاد اهر 90-91
فهرست مطالب :
مقدمه
واژه چیست؟
ساخت واژه چیست
نقش ساخت واژه در زبان
انواع زبان از نظر ساخت واژه
منابع:
1-حقشناس، علیمحمد (۱۳۷۹)، «واژهسازی درون متن»، نشر دانش (بهار).
2-ساپیر، ادوارد (۱۹۲۱)، زبان، درآمدی بر مطالعه سخن گفتن ، ترجمه علیمحمد حقشناس (۱۳۷۶)، تهران، سروش.
3-http://persianlanguage.ir/articles/persian_linguistics/1319
4- http://linguist87.blogfa.com/post-493.aspx
5- katamba,Francis .Morphology, Jungle pub 1386