تحلیل محتوا2
پایاننامه تحلیل محتوای شخصیتهای زن و مرد در داستانهای تألیفی برای نوجوانان دههء شصت
سکینه(زیبا)اشراقی
موضوع:پایاننامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت معلم
استاد راهنما:دکتر عباس ماهیار
استاد مشاور:دکتر محمود عابدی
هدف و ضرورت
محقق،این تحقیق راز دو جهت مفید میداند: نخست اینکه نتایج چنین تحقیقاتی میتواند مورد استفاده برنامهریزان آموزشی و سیاستگذاران فرهنگی کشور قرار گیرد،زیرا ادبیات به عنوان رسانهای بسیار قوی میتواند در خدمت اهداف فرهنگی جامعه باشد و آگاهی از کم و کیف آن در درک واقعبینانهتر موقعیت فرهنگی و روشن کردن چشماندا آینده،مفید خواهد بود.
دیگر اینکه این پژوهشها زوایای مبهم و پنهانی آثار را برای نویسندگان روشن میکند،چرا که ممکن است برخی از گرایشها،مضامین و عناصر موجود در اثر،گاه به صورت ناخودآگاه به قلم آمده باشند.همچنین از دستهبندی و جمعبندی عناصر و ویژگیهای موجود در آثار مختلف و پراکنده، میتوان به نتایج رسید که برای همهء دست اندرکاران ادبیات کودک راهگشاست.
محقق دربارهء روش این تحقیق نوشته است: تحقیق حاضر بر آن است تا با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا که در علوم اجتماعی و جامعهشناسی کاربرد دارد،عملا شیوه نقد و بررسی جامعهشناختی را به کار گیرد و از کلیگویی، انشاپردازی،صدور حکم براساس ظنّ و گمان و یا ذوق و سلیقه صرف،تا حد توان بپرهیزد.
روش تحقیق
این تحقیق با روش«تحلیل محتوا»انجام شده است.در این تحقیق،مقولات اسم،سن،جنس، خلاقیت،اعتقادات و موفقیت آنها در نقش داستانی، سواد،موقعیت اقتصادی،شغل،نوع نقش،جهت نقش و موقعیت مکانی سه شخصیت اول داستان (مرد و زن)با روش تحلیل محتوا بررسی شده و وضعیت شخصیتهای مرد و زن داستانها براساس این مقولات توصیف شده است.
جمعیت آماری این تحقیق شامل تمام کتابهای تألیفی داستان بوده که در دههء 60(فاصله زمانی 1361 تا 1371)در کشور ایران برای نوجوانان (گروه سنی 11 تا 16 سال)انتشار یافتهاند.این کتابها شامل 62 عنوان کتاب بوده است.
این 62 عنوان کتاب،با مراجعه به کتابخانه کانون
پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مبنا قرار دادن طبقهبندی این کتابخانه انتخاب شده است،زیرا محقق در نظر داشته انتخاب کتابها از حوزهء داوری شخصی بیرون باشد.
برخی یافتههای تحقیق الف-ویژگی شناسنامهای شخصیتها
1.از مجموع 442 شخصیت مورد بررسی در این داستانها،114 نفر زن و 328 نفر مرد بودهاند.
به بیانی دیگر 25 درصد از شخصیتها زن هستند که معادل 3\1 مردان بوده و و با جمعیت زنان در جامعه نسبتی ندارد.
2.این تحقیق نشان میدهد که از مجموع شخصیتهای زن،46 درصد بزرگسال،16 درصد جوان،21 درصد نوجوان و 14 درصد کودک بودهاند.همچنین از مجموع شخصیتهای مردان، 51 درصد پسران نوجوان،28 درصد بزرگسال، 13 درصد جوان و 6 درصد کودک بودهاند.
از مقایسهء این دو جنیس،نتیجه جالبی به دست میآید.دختران نوجوان در داستانهای نوجوانان نسبت به زنان بزرگسال سهم کمتری دارند،امّا پسران نوجوان سهم بیشتری نسبت به مردان بزرگسال دارند.حضور پسران نوجوان نسبت به دختران نوجوان در داستانهای نوجوان،چیزی حدود دو برابر است.
3.49 درصد از زنانی که در داستانهای نوجوانان حضور دارند،اسم مشخصی دارند و 76 درصد از مردان نیز همینطور.درواقع نیمی از زنان در داستانها بدون اسمند که این فراوانی ممکن است دو علت داشته باشد:اوّل به خاطر شرایط و ویژگیهای جوامع سنتی ما که ذکر نام زنان را چندان خوشایند نمیدانند،دوّم به خاطر جنس دوّم بودن زنان.
ب-ویژگیهای اجتماعی-فرهنگی
1.این تحقیق نشان میدهد که در داستانها 35 درصد از زنان باسواد،30 درصد بیسواد و 6 درصد کمسوادند.در این مورد،74 درصد از مردن باسواد،7 درصد بیسواد و 6 درصد کمسوادند. مقایسه زنان و مردان نشان میدهد که اولا مردان تا حدود 15 درصد بیش از زنان در داستانها وضع روشنی از نظر سواد دارند.ثانیا مردان بیش از دو برابر زنان،باسواد هستند و تعداد زنان بیسواد، چهاربرابر مردان بیسواد است.
2.از 95 درصد زنانی که به ترتیبی از نظر شغلی وضعیت روشنی داشتند،56 درصد خانهدار، 11 درصد کارمند،75/1 درصد کارگر و 26 درصد دانشآموز بودند.از 96 درصد مردانی که وضعیت شغلی روشنی داشتند،19 درصد شغل آزاد،5/12 درصد کارمند،10 درصد کارگر و 53 درصد دانشآموز بودند.با مقایسه این دوجدول در مییابیم،تعداد دانشآموزان پسر دو برابر دختر بوده است.
ج-ویژگیهای فردی
1.این تحقیق نشان میدهد که 4 درصد از شخصیتهای زن داستانها،خلاق و 94 درصد معمولی یا غیر خلاق بوده است.در این زمینه 8 درصد از شخصیتهای مرد خلاق و 91 درصد غیر خلاقند که فراوانی شخصیتهای مرد خلاق دو برابر شخصیتهای زن خلاق است.
2.بررسی شخصیتهای زن از نظر اعتقادات نشان میدهد که 34 درصد مذهبیاند،2 درصد غیر مذهبی،4 درصد خرافاتیاند و 45 درصد مبهم. بررسی اعتقادات مذهبی شخصیتهای مرد نشان میدهد که 32 درصد مذهبی،2 درصد غیر مذهبی، 1 درصد خرافاتی و 57 درصد مبهماند.در نتیجه اگر چه زنها مذهبیتر از مردانند امّا 4 برابر آنها خرافاتیاند.
3.نتایج این تحقیق دربارهء«موفقیت» شخصیتها،نشان میدهد که 20 درصد از
106
شخصیتهای زن موفقند و 29 درصد شخصیتهای مرد.7 درصد از شخصیتهای زن ناموفقند و 16 درصد از شخصیتهای مرد.همچنین 70 درصد از شخصیتهای زن معمولیاند و 53 درصد از شخصیتهای مرد.مقایسه مردان و زنان نشان میدهد که در داستانهای دهه 60 مردان موفقتر و زنان معمولیترند.
د-مفاهیم داستانی
1 در این تحقیق،شخصیتها از نظر نقش به فعال،منفعل و معمولی تقسیم شدهاند.32 درصد از شخصیتهای زن فعالند،7 درصد منفعل و 60 درصد معمولی.در همین زمینه 58 درصد از شخصیتهای مرد فعالند،یک درصد منفعل و 39 درصد معمولی.با مقایسه درمییابیم مردان در داستانها از زنان فعالترند.
2.از نظر جهت نقش،این تحقیق نشان میدهد که در داستانهای دههء 60،57 درصد از شخصیتهای زن مثبت،5 درصد منفی و 30 درصد معمولی بودهاند.در همین زمینه 57 درصد از مردان مثبت، 14 درصد منفی و 26 درصد معمولیاند.در مقایسه شخصیتهای منفی مرد نسبت به زنان بیشتر است.
نتیجهگیری کلی
هرچند محقق محترم تحقیق را ادامه ندادهاند، ولی با بررسی جداول درمییابیم که در کل داستانهای تألیفی دهه 60،شخصیتهای مرد نسبت به شخصیتهای زن برتری دارند و شاید بتوان بین گرایش مردسالارانه در جامعه و این وضعیت داستانها،رابطهای معنادار برقرار کرد.
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
107